نپرس چرا ؟
باز درد می کنه این قلب لعنتی
همان درد کهنه
ساعت دوی نیمه شب
خوابم میاد اما نمیتونم بخوابم
. . .
گاهی با انسان هایی آشنا میشی که کاش نمیشدی
جز دردسر چیزی ندارن
اما گاهی هم کسانی سر راهت میان
که آرزو می کنی کاش زودتر با اونها آشنا میشدی
امروز بخش پایانی ابر شلوارپوش از ولا دیمیر مایاکوفسکی را دیدم
عجب مردی بوده این مایاکوفسکی
نمی دانم چرا تا یک ماه پیش حتی اسمش را نشنیده بودم
غفلت از شاعری چنین توانا و تاثیرگذار خیلی عجیبه
و حتی شک برانگیز
ممنونم از علیرضا روشن که منو با این شاعر توانا آشنا کرد
روشن از همان انسان هایی است که آرزو می کنم
کاش زود تر دیده بودم






