هر کسي گمشده اي دارد ، و خدا گمشده اي داشت
هر کسي دو تاست ، و خدا يکي بود
هر کسي ، به اندازه اي که احساسش مي کنند ، "هست"
هر کسي را نه بدان گونه که "هست " ، احساس مي کنند
بدان گونه که احساسش مي کنند ، هست
انسان يک " لفظ " است ، که بر زبان آشنا مي گذرد
و " بودن " خويش را از زبان دوست ، مي شنود







مسخ said:
این جملات را فاحشه ای بیچاره روی دیوار اتاق یکی از دوستان بیچاره تر من نوشته بود... با هین کارت نوستالژیا را به اوج رساندی و اندوه را هم
5 hours بعد از پست مطلب.