واقعا باید به مسئولان کشور که اینقدر به فکر مردم هستند تبریک گفت
مخصوصا به جناب رئیس جمهور که حتی فرصت 10 دقیقه فکر درباره ی
حوزه ی IT رو ندارن . البته این از حسن ظن اینها نسبت به ملت فهیم !
ایرانه . مخصوصا که قبلن ها گفته بودند که مشکل جوانهای ما واقعا لباس و
ظاهر آنها نیست ! این نشون میده که اونها با درک قوی ، عمل میکنن
افق 20 ساله ی کشور آنقدر روشن و واضحه که گاهی چشم بعضی ها رو
واقعا ! میزنه .
اصلا به ما چه بابا ! دلیشس ،بلاگر ،فیس بوک ،لایبرری کلیپ و و و به درک
واصل شدن چون آزادی بیان رو گسترش میدادن؟
نه آقا ! دلیشس پر از لینک به مطالب غیر اخلاقی مثل خرج سفر فلان مسئول
حکومتی بود !
بلاگر سیستم وبلاگی بود که خیلی از وبلاگ های اشاعه دهنده ی فحشا
رو میزبانی می کرد و حتما این کار از روی عمد بود !
فیس بوک که دیگه حرفشو نزنید ! محل تجمع دانشجویان دنیا ! وه ،چه خطرناک
libraryclips که وا اسلاما ! مرتیکه ی پدرسوخته ( جانی رو میگم !‌)
حتی یه کلیپ هم نذاشته بود که ما لااقل دلمون نسوزه ! لامصب فقط از IT می نوشت
جالب اینه که سایتهای مربوط به نرم افزار آزاد به راحتی مسدود میشن
یعنی حتی نرم افزار آزاد هم براندازه ! استالمن برانداز ! لینوس ِ ضد ایران !
خدمت دوستان عزیز که اصولا شبکه ی اینترنت محل فساد تشخیص داده شده
به همین جهت ، توصیه میشود به عوض این کارها ، دو رکعت نماز شکر بخوانند
(البته جایی که بقیه هم ببینند تا معنویت گسترش بیابد! ) که کامپیوتر هنوز
جزو اسباب جرم نیست ! !—————————————GPL نسخه ی سوم بالاخره منتشر شد . حداقل یه خبر خوب
شنیدیم

در همین راستا و بدون هیچ زاویه ای ! نوشته ی سعید خان رو ببینید

View Comments 2


ساعت دقیقا 4:32 دقیقه ی بامداد یا چه میدانم ! صبح ِ هفتم ِ تیر هشتاد و گمانم شش !
راستش را بخواهید فرقی ندارد چندمش است و اصلا کدام سال است و یا مثلا چه مناسبتی دارد.
آخر منی که دو سال از دست استادی فرار کردم و بعد این مدت همان درس را با استادی دیگر برداشتم و تازه چند روز بعد فهمیدم کد درس را اشتباهی نوشته بودند و این یعنی یاز مجبورم قیافه ی حق به جانب همان استاد دکتر نشان کچلی که بلد نبود اسپیکر کامپیوترش را وصل کند و آن وقت خط مخصوص چند میلیونی به اتاقش وصل کرده اند و مدام کارش شده دانلود مقالات- تازه من با رفیقم یکی دوبارسرش را شیره مالیدیم و دو تا دی وی دی لینوکس ! با کمال افتخار و هزار البته لذت دانلود نمودیم(تازه فیلم ها را نگفتم :D ) – و بعد سر هم بندی آنها و دوباره ! فرستادنشان به همان مرجعشان و بعد صدای به به و چه چه عالم و چه بگویم ؟ از همین مذخرفات را تحمل کنم ، چه فرقی دارد چندم ماه است و اصلا در چه روزی هستم و یا کدام سال را خیر سرم ! می گذرانم ؟
کاغذ های چسبیده به شیشه های اتاقم را باد خنک تر می کند اما به ما که میرسد،
دورش کند می شود و این یعنی گرما در خنکای صبحگاهی و انگار یک لیوان شامپاین ! خورده ام که این طور داغ کرده ام و مدام از پنجره ی اتاق تازه سفید شده ام ! پشت کوهی را نگاه می کنم که قرار است خورشیدش را نشان دهد و چقدر طول میکشد این کار!
حالا سرم را هر چقدر هم کج کنم – البته از پنجره ی آن ور اتاقم! – باز نمی توانم ماه را کامل ببینم و این یعنی وقت خواب است . وقت ِ خواب————————تا یادم نرفته بگویم که این نوشته ی “آنا” بد جور به مذاق من خوش آمده
بخوانید و بعد حتما حق را به من بدهید ! وگرنه شما را متهم به کوری
و ندیدن لباس ِ پادشاه می کنم !

View Comments 0


1 : ما مردگان زنده مانده ایم !
پوست تخم انسانیتیم
که زمینمان تف کرده است !
به کجا توانیم رفت ؟

2 : خم شده ام
برای دیدن رویت
در آیینه ی بی غبار جویبار
دریغا !
قرن ، قرن ِ جشن وزغ هاست !

View Comments 0

blog counter