خواستم … اما ،

مگذاشتی !

مگذاشتی که کافرش شوم

چون دهقانی که دانه را …

دانه ای که شبنمش ، عرق جبین بود

نه ازخورشید گندم دیده ،

که از شرم بی نانی سفره !

حسرتا … مگذاشتی

Powered by ScribeFire.