<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="wordpress/1.5.1-alpha" -->
<rss version="2.0" 
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
>

<channel>
	<title>The Days</title>
	<link>http://rozha.blogsome.com</link>
	<description>قدمم ، مسافت  را  در کوچه ها  لگد مال  می کند . جهنم  درونم  را ، اما  چاره  چیست؟  Vladimir_Mayakovsky</description>
	<pubDate>Mon, 12 Nov 2007 22:15:09 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=1.5.1-alpha</generator>
	<language>en</language>

		<item>
		<title>مذهب ما</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/10/15/p273/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/10/15/p273/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 15 Oct 2007 11:36:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>نکات</category>
	<category>اجتماعی</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/10/15/p273/</guid>
		<description><![CDATA[<p>مذهب افیون ملت هاست ،تریاک جانهاست !
جمله ی فوق شاید نفرت انگیز ترین جمله ای باشد که فردی مذهبی می تواند بشنود و حتما دچار عصبانیت خواهد شد و چه بسا گوینده اش را مستوجب عذاب بداند.اما بیایید یک بار هم که شده رو راست باشیم . به قول همان مثل ترکی ، کج بنشینیم [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
<p>مذهب افیون ملت هاست ،تریاک جانهاست !<br />
جمله ی فوق شاید نفرت انگیز ترین جمله ای باشد که فردی مذهبی می تواند بشنود و حتما دچار عصبانیت خواهد شد و چه بسا گوینده اش را مستوجب عذاب بداند.اما بیایید یک بار هم که شده رو راست باشیم . به قول همان مثل ترکی ، کج بنشینیم ولی حرف راست بزنیم !<br />
هر جمله ای به فراخور زمان و مکان و نحوه ی گفتنش معنایی جدا می یابد.به قطع نمی توان جمله ای را درست دانست و یا غلطش پنداشت و این باید کاملا طبیعی باشد ، چه اینکه خداوند هم در مورد احکامش استثنائاتی قرار داده.<br />
من هم با شنیدن جمله ی فوق یکه خورده بودم . کمی خنده ام گرفته بود و بعد به راحتی از کنارش گذشتم و حالا پس از سالها که دوباره به یاد این جمله افتادم ، هزار معنی تازه داشت و هزار مثال دارم که ثابت کنمش.<br />
مردم ما به طور متوسط انسانهای با ایمانی هستند ( به خدا اعتقاد دارند) و چون این ایمان آنها نه از روی عقل و تفکر که ارثیه ای از پدرانشان است ،آمیخته به هزار رنگ و خرافه و مذخرفات شده تا جایی که از دینی به زلالی اسلام آینه ای غبار گرفته مانده که نه نوری می تاباند و نه چهره ای معلوم میکند.<br />
کار حتی به جایی رسید که متفکران و متعلمانی چون شریعتی ، مطهری و سروش آفت دین را خود مسلمین دانستند و می دانند. مگر نه اینکه هم اینان که ۲۳ سال مهر سکوت بر لبان علی زدند ، یاران یال و کوپال دار پیامبر بودند؟ و مگر هم اینان حسن بن علی را خیانتکار ندانستند و مگر حسین تنها نماند؟!<br />
چرا راه دور می رویم ؟مگر اینها نبودند که در جنبش مشروطه از ترس جان به سفارت روباه پیر(انگلیس) پناه بردند ! و آیا نهضت مردمی مصدق را برای نخوتی که در جانشان بود ، به شکست نکشاندند؟! انجمن حجتیه چه بود و چرا تشکیل شد و مگر هدفش گسترش فقرو فحشا و فساد نبود و میدانید چه کسانی پیرو فکری این نحله ی شوم بودند و هستند ؟وچه کسانی حالا سرگرم خرج کردن از کیسه ی ملت برای زنها و فرزندان و نوه ها و نتیجه هایشان هستند.<br />
دین کجاست ؟ و دیندار کیست ؟<br />
خدا چیست ؟ و خداپرست چه کسی است ؟!<br />
دین افیون ملت ما نبود ، دین را افیون کرده اند . دین که ابزار بشود ، جز افیون چه نامی می توان بر آن نهاد ؟!<br />
افیونش و تریاکش برای ماست که بله ، آینده از آن ماست ، ۲۰ سال دیگر پیشرفته ترین کشور دنیا هستیم!!صرفه جویی کنید عزیزانم تا از تحریم رد بشویم ،آخر ما از خرج خودمان که نمی توانیم کم کنیم!همه اش پنج میلیارد دلار به بولیوی قول کمک داده ایم و داریم برای اندونزی که علیه ما رای داد ، پالایشگاه میسازیم ! حماس هم خرج دارد خوب و حزب الله و هوگوچاوز عزیز ! آخر دارد به همه ی دانش آموزانش لپ تاپ هدیه میدهد !&#8230;&#8230;&#8230;<br />
چطور امام جماعت و روحانی یک سازمان به خودش جرات میدهد پیشنهاد دخالت در خرید کتابهای درسی دانش آموزان را به شرط دریافت ۱۵ درصد تخفیف از کل هزینه بدهد؟<br />
و چطور کسی می تواند به هزاران انسانی که به هر دلیلی کاربر اینترنت هستند ، توهین بکند که بله اینها انسانهای منحرف و معاندی ! هستند که باعث مفسده میشوند و ابنها پرچم یزید را در خانه هاشان برافراشته اند و لذا نمازشان اشکال دارد ! آخر شما که به خلق خدا توهین میکنید ، نمازتان اشکال ندارد؟دارد به خدا که نماز شما ، همان نماز ابن ملجم است که حمد و توحیدش بسته به نگاه آن رقاصه بود &#8230;<br />
دل پر است و حرفش زیاد ولی کو زبان و کو قلم ؟!</p></p>
	<p>
<p>(می بینی ناجی ؟ نه از خدا خجالت می کشند و نه از دستهای کرخت و گونه های سرخت از سردی . نگران نباش ناجی ! نه ، نباش . آخر خانه ای با آن سقف که تحمل دیش ماهواره را هم ندارد &#8230; )</p></p>
	<p>
<p>Technorati Tags: <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/مذهب " rel="tag">مذهب </a>, <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/ایران" rel="tag">ایران</a></p></p>
	<p>
<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a>.</p></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/10/15/p273/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
		<item>
		<title>بشریت برای همه</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/10/08/p268/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/10/08/p268/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Oct 2007 11:06:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>نرم افزار آزاد</category>
	<category>اجتماعی</category>
	<category>ubuntu</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/10/08/p268/</guid>
		<description><![CDATA[<p>اوبونتو یک کلمه ی آفریقایی (آفریقای جنوبی ) است به معنای اخلاق گرایی (ایدئولوژی اخلاق گرایانه ) که در مورد وفاداری و رابطه ی انسانها با یکدیگر است. این لغت از زبان های zulu و Xhosa آمده است.اوبونتو ( تلفظ کنید : oo-BOON-too ) به عنوان یک سنت یا مفهوم کلی آفریقایی مطرح شده و [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
<p>اوبونتو یک کلمه ی آفریقایی (آفریقای جنوبی ) است به معنای اخلاق گرایی (ایدئولوژی اخلاق گرایانه ) که در مورد وفاداری و رابطه ی انسانها با یکدیگر است. این لغت از زبان های zulu و Xhosa آمده است.اوبونتو ( تلفظ کنید : oo-BOON-too ) به عنوان یک سنت یا مفهوم کلی آفریقایی مطرح شده و یکی از ریشه ای ترین پایه های اخلاق در جمهوری جدید آفریقای جنوبی را مطرح میکند که آن پایه ی اخلاقی در حقیقت ، مربوط به رنسانس جدید آفریقا یعنی اخلاق مداری می شود. یک ترجمه ی خودمانی از قانون اوبونتو ، بشریت برای همه یا مهربانی نسبت به دیگران است.ترجمه ی دیگری می تواند این باشد : تفکری در یک گروه جهانی که معتقد به اشتراک همه ی آن چیزهایی هستند که بشر را به هم نزدیک تر کند.</p>
	<p>&#8220;یک شخص با تفکر اوبونتو برای کمک به دیگران همواره با روی باز آماده است . و از اینکه دیگران احساس و توانایی خوبی داشته باشند ، حسادت و یا تهدیدی نسبت به خود حس نمیکند.وقتی دیگران تحت ستم یا شکنجه هستند ،و یا مورد تحقیر و نژادپرستی قرار میگیرند، به آنها دل گرمی میدهد که متعلق به یک دنیای بزرگ ( یعنی اوبونتو ) هستند و بسیاری از انسان های همان دنیا پیشتیبانشان خواهند بود.&#8221;<br />
Archbishop Desmond Tutu<em></p>
	<p>وقتی چنین تفکری پشت سیستمی باشد ، باید هم برای نسخه ی جدیدش که ۱۰ روز بعد منتشر خواهد شد ، روزشماری کنیم .چنین نیست ؟!<br />
اوبونتو یعنی لینوکس برای بشریت ، بشریت برای همه !</p>
	<p>&#8212;&#8212;</p>
	<p>ترجمه ی آزاد از کلمه ی<a href="http://www.ubuntu.com"> ubuntu</a> ( رجوع شود به About Ubuntu درSystem)<br />
</em>اسقف اعظم کلیسای ایرلند ، اگر اشتباه نکنم.<br />
<a href="http://wiki.ubuntu-ir.org/FAQ">بیشتر بدانیم </a></p>
	<p>Technorati Tags: <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/%D8%A7%D9%88%D8%A8%D9%88%D9%86%D8%AA%D9%88" rel="tag">اوبونتو</a></p>
	<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a>.</p>
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/10/08/p268/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
		<item>
		<title>باید خواند !</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/10/08/p267/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/10/08/p267/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 07 Oct 2007 22:01:15 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>روزگذر</category>
	<category>اجتماعی</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/10/08/p267/</guid>
		<description><![CDATA[<p>نوشته هایی از عباس عبدی که جای تامل دارند:
انتخاب يا انتصاب؟&nbsp; ( + )
مولفه هاي قدرت &nbsp; ( + )
ساده زيستی متجملانه  &nbsp; ( + )
    مطالعه در مترو &#8211; نوشته ای از محمد مطلق&nbsp; ( + ) 
شهوت ويراني خويش با سيگار &#8211; محمد مطلق&nbsp; ( + )
تیمارستان ها پر می شود &#8211; شعری [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
<p>
نوشته هایی از عباس عبدی که جای تامل دارند:<br />
انتخاب يا انتصاب؟&nbsp; ( <a href="http://www.ayande.ir/1386/06/post_312.html">+</a> )<br />
مولفه هاي قدرت &nbsp; ( <a href="http://www.ayande.ir/1386/07/post_347.html">+</a> )<br />
ساده زيستی متجملانه  &nbsp; ( <a href="http://www.ayande.ir/1386/06/post_335.html">+</a> )</p>
	<p>مطالعه در مترو &#8211; نوشته ای از محمد مطلق&nbsp; ( <a href="http://kmotlagh.blogspot.com/2007/09/blog-post_22.html">+</a> ) <br />
شهوت ويراني خويش با سيگار &#8211; محمد مطلق&nbsp; ( <a href="http://kmotlagh.blogspot.com/2007/09/blog-post_25.html">+</a> )<br />
تیمارستان ها پر می شود &#8211; شعری از بوکووسکی&nbsp; ( <a href="http://selmaa.wordpress.com/2007/09/29/bukowskipersian/">+</a> )<br />
شاملو طوق خاک را میدید بر گردن افلاک، نی خاک را ! &#8211; علیرضا روشن ( <a href="http://sangokhar.blogfa.com/post-21.aspx">+</a> )<br />
شبکه جهانی نمیتواند محلی شود &#8211; جادی اسعدی ، کیبرد آزاد ( <a href="%C3%98%C2%A7%C3%98%C2%AF%20http://feeds.feedburner.com/%7Er/freekeyboard/%7E3/166133614/spip.php">+</a> )<br />
Foxit Reader: هر روز بهتر از دیروز (جایگزینی برای adobe reader که فایل های pdf را با آن باز می کنید ) ( <a href="http://feeds.feedburner.com/%7Er/itonline/full/%7E3/164081693/">+</a> )</p>
	<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a>.</p>
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/10/08/p267/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
		<item>
		<title>فید یا خوراک ؟!</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/10/03/p265/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/10/03/p265/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Oct 2007 11:12:14 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>نکات</category>
	<category>روزگذر</category>
	<category>اجتماعی</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/10/03/p265/</guid>
		<description><![CDATA[<p>مدتی قبل گناهکار عزیز پیشنهاد داد به جای کلمه ی &#8221; فید &#8221; از &#8221; خوراک &#8221; استفاده کنیم .
    من هوشمندی گناهکار به عنوان یک وبلاگ نویس معتبر رو ستایش میکنم . چون بر
خلاف فرهنگستان زبان و ادب فارسی که برای کشیدن اسمش خرهای روستای ما هم
کافی نیست ! قبل از اینکه استفاده از این [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
	<p>مدتی قبل گناهکار عزیز<a href="http://gonahkar.com/archives/2007/09/22/khorak/"> پیشنهاد داد</a> به جای کلمه ی &#8221; فید &#8221; از &#8221; خوراک &#8221; استفاده کنیم .</p>
	<p>من هوشمندی گناهکار به عنوان یک وبلاگ نویس معتبر رو ستایش میکنم . چون بر<br />
خلاف فرهنگستان زبان و ادب فارسی که برای کشیدن اسمش خرهای روستای ما هم<br />
کافی نیست ! قبل از اینکه استفاده از این کلمه یعنی &#8220;فید&#8221; فراگیر بشود<br />
،این پیشنهاد رو داد.این را مقایسه کنید با پیشنهاد استفاده از &#8220;پیامک&#8221;<br />
به جای&#8221; sms&#8221; که اگر چه به نظر من انتخاب بسیار خوبی بوده ولی فرهنگستان<br />
&#8230;. فارسی چند سالی عقب تشریف دارند.یعنی همان ابتدا که این عبارت &#8220;sms&#8221;<br />
مطرح شد ، باید فکری هم برای معادل فارسی میشد.</p>
	<p>منتها این واژه ی بیگانه ی &#8220;فید&#8221; بدبخت به گمان من سال های سال عمومی<br />
نخواهد شد . یعنی فکر اینکه 80% افرادی که به وب دسترسی دارند ، مفهوم و<br />
طرز استفاده از این کلمه را یاد بگیرند ، مثل همان تفکر گسترش استفاده از<br />
توییتر ، فکری عبث و یبهوده است مگر اینکه رنسانسی ( انقلاب ! ) در صنعت<br />
از آخر اول آی تی ما اتفاق بیفتد که &#8230;</p>
	<p>این پیشنهاد منو به یاد استفاده از کلمه ی پیچش به جای واژه ی curl (کرل)<br />
در یکی از کتابهای ترجمه شده انداخت ! آخر چه نیازی هست واژه هایی که مصرف<br />
عمومی ندارند ، معادل یابی شوند ؟ من هیچ وقت علت این کارها را نخواهم<br />
فهمید.
</p></p>
	<p>
<p>خوب حالا با این اوصاف چه نیازی هست کلمه ی تر و تمیزی مثل &#8220;فید&#8221; رو رها<br />
کنیم و بچسبیم به &#8220;خوراک&#8221; ! آن هم این ماه رمضانی که با هر بار دیدن این<br />
خوراک به یاد مرغ بریان بیفتیم <img src='http://rozha.blogsome.com/wp-images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' />  </p>
	<p>من یک پیشنهاد دارم . با افتخار اعلام کنیم فید کلمه ایست فارسی متشکل از<br />
سه حرف کاملا فارسی ف ، ی و د ! اینطور متین تر هم هستیم و کسی از<br />
فرهنگستان های ممالک کفربه دنبال رفع ادعا نخواهد بود . باور کنید <img src='http://rozha.blogsome.com/wp-images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> </p>
	<p>البته درک می کنم نگران زبان مادری باید بود ولی با یک مثال ذهنتان را منور کنم :</p>
	<p>زبان مادر مرده ی بنده نه فارسی که ترکی است . ما نه فرهنگستان داریم و نه<br />
معادل یابانی قوی که این زبان مادر مرده را از گزند دور نگه دارند.ما حتی<br />
اجازه ی آموزش زبان مادری مان را هم نداریم چه رسد به داشتن فرهنگستان<br />
(<img src="!" alt="" border="0" />) . ولی نگاهی به جامعه ی ترک زبان بیندازید . هر روز پویاتر و زنده<br />
تر میشود با اینکه انباشته از لغات فارسی و عربی و انگلیسی و فرانسوی است.<br />
کاری به تفاوت های زبانی ندارم ولی نیاز یک زبان فراتر از این حرف هاست که<br />
فقط معادل یابی کنیم.</p>
	<p>این هم <a href="http://http//feeds.feedburner.com/rozha">فید ما</a> . شما بگویید خوراک یا غذا یا چاشنی یا طعام یا &#8230;</p>
	<p>در همین زمینه ، نوشته جناب منیری را هم بخوانید . ( <a href="http://feeds.feedburner.com/%7Er/onlinebarefoot/%7E3/164096231/blog-post.html">+</a> )</p>
	<p>خدا به خیر کناد !</p>
	<p>Technorati Tags: <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/%D9%81%DB%8C%D8%AF" rel="tag">فید</a>, <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/%D8%B2%D8%A8%D8%A7%D9%86" rel="tag">زبان</a></p>
	<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a>.</p>
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/10/03/p265/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
		<item>
		<title>soft power (قدرت نرم )</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/09/30/p264/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/09/30/p264/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 29 Sep 2007 21:02:02 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>روزگذر</category>
	<category>نرم افزار آزاد</category>
	<category>اجتماعی</category>
	<category>linux</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/09/30/p264/</guid>
		<description><![CDATA[<p>Confucius say, &#8220;Lao-tzu has passed us the Tao. In his mouth, there are no teeth but only a tongue. The hard ones (teeth) died, but the soft one (the tongue) lives; the soft power is stronger than the hard power</p>

<p>۲۵۰۰ سال پیش ، فیلسوف چینی کنفسیوس از بنیانگذار تائو ، لائوتزه پرسید : &#8221; تائو [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
<div ="left">
Confucius say, &#8220;Lao-tzu has passed us the Tao. In his mouth, there are no teeth but only a tongue. The hard ones (teeth) died, but the soft one (the tongue) lives; the soft power is stronger than the hard power</p>
	<p>
۲۵۰۰ سال پیش ، فیلسوف چینی کنفسیوس از بنیانگذار تائو ، لائوتزه پرسید : &#8221; تائو چیست ؟ &#8221; لائوتزه دهانش رو گشود ولی چیزی نگفت . کنفسیوس لبحند زد ولی شاگردانش گیج شدند . کنفسیوس توضیح داد :<br />
&#8220;لائوتزه در طریقت از ما پیشی گرفت . در دهان او ، دندانی وجور ندارد بلکه تنها یک زبان است ! .<br />
سخت ترینشان ( دندانها ) نابود شدند ولی نرم ترینشان ( زبان ) زنده مانده است.<br />
قدرت نرمی بیشتر از قدرت سختی است . این است تائو ! &#8220;</p>
	<p>اوپن سورس همانند قدرتی نرم است ! .لائوتزه در کتابش لائو تزو میگوید:&#8221; تائو ته چینگ یعنی قدرت نرم مانند آب است &#8220;<br />
یک قطره آب قدرتی ندارد ولی قطرات بیشتر همانند سیل فرو می افتند . همچنان که یک مشارکت کننده در پروژه ای اوپن سورس کم است ولی تعداد بیشتر مشارکت کننده آن را قدرتمند می کند.نرم افزارهای تجاری به عبارت دیگر ، همچو قدرت سخت هستند ، مانند دندانها . بزرگترین دندان ، قوی ترین آنهاست ( به عنوان مثال مایکروسافت را در نظر بگیرید ! )، ولی دندانها به مرور زمان فرو می افتند .<br />
معمولا ، نرم افزارهای تجاری در صنعت نرم افزار مهمتر میشوند . بر طبق نظریه ی تائوئیسم ، زمان عامل اصلی است . اوپن سورس هنوز یک صنعت نوپاست و نیاز به ریزش قطرات بیشتر آب دارد . به طور مثال ، نرم افزار YafRay که یک پردازشگر سه بعدی است ، در ۲۰۰۶ سال سختی را به سر گذاشت ،زیرا توسعه دهندگان آن وقت کافی برای اختصاص دادن به آن نداشتند ( <a href="http://www.blendernation.com/2007/02/06/yafray-next-generation/">ببینید : YafRay نسل </a>بعدی ) . عواملی چون فقدان ابزار توسعه و دزدی ، از موانع و مشکلات صنعت اوپن سورس هستند .<br />
بر طبق دستورات تائوئیسم ، ریزش قطرات پی در پی سنگ را سوراخ میکند ، چه رسد به دندانها که در برابر سنگها شکننده هستند ! اگر قطرات آب برای ایجاد سیل کافی نباشد ، تنها زمان نیاز است تا سنگ سوراخ شود.<br />
همانطور که در جهان متن باز ، YafRay تقریبا در سال ۲۰۰۶ رو به پایان بود( شکست خورده به حساب می آمد) ، اما Mathias Wein ( یک قطره آب بزرگ ) یک قدم برای استمرار پروژه ی فوق برداشت . نسخه ی 0.0.9 نرم افزار فوق منتشر شد .<br />
اگر یک پروژه ی متن باز خوب ، به اندازه ی کافی مشارکت کننده داشته باشد ، آن پروژه همانند یک آبشار صخره ها را می شکند . اما اگر مشارکت کننده به اندازه ی کافی نداشته باشد ، به راهش ادامه میدهد و سرانجام به &#8220;صخره&#8221; فرو می رود !<br />
تائویسم اشاره میکند که فروتن نبودن قدرت نرم را به قدرت سخت تبدیل میکند . بزرگترین اجتماع آب در اقیانوس آست . لائوتزه می گوید : &#8221; اقیانوس بیکران است به خاطر اینکه قروتن نیست . چرا که هیچ رود کوچکی را نمی پذیرد &#8220;<br />
در فوریه ی 2007 ، لینوس تروالدز ، نویسنده ی هسته ی لینوکس ،جنگ آتشینی با <span class="caps">GNOME </span>داشت . به عقیده ی تائو ، مشکل <span class="caps">GNOME </span>این بود که آن از فروتنی لازم برای پذیرفتن &#8220;جریانهای کوچک &#8220;برخوردار نبود !</p>
	<p>قدرت متن باز از مشارکت کنندگان فراوانش حاصل می شود.هنوز دو مشکل این قدرت را در هم می شکند . اولی اینکه بعضی پروژه ها متن باز هستند ولی بر روی مشارکت کنندگان باز نیستند .به طور مثال ، <span class="caps">GNOME </span>هرگز از کاربرانش نمیخواهد که بسته های اصلاحی خود را بفرستند.غیر قایل تحمل است که ریزش مشارکت کنندگان باعث نابودی <span class="caps">GNOME </span>شود.به هر حال ، <span class="caps">GNOME </span>می تواند این جریانهای کوچک را مدیریت کند تا اینکه آنها را رد کند.</p>
	<p>دومین مشکل، کمبود پشتیبانی و ابزارهای توسعه است .خبر خوب آنکه این موقعیت در حال تغییر است. به طور مثال ، <span class="caps">AMD </span>، تغییرعمده ی استراتژی خود در مورد پشتیبانی از پردازنده های کارت های گرافیکی<br />
متن باز را اعلام کرد.<br />
اگر جامعه ی متن باز فروتنی بیشتری از خود به خرج بدهد و سقف آب را برای پدیرفتن جریانهای کوچک پایین بیاورد ، قدرت کافی را برای مقابله با &#8221; قدرت سخت &#8221; نرم افزارهای تجاری را به دست خواهد آورد.<br />
علاوه بر متواضع نبودن نرم افزارهای تجاری ، تائو معتقد است که قدرت نرم توانایی غلبه کردن بر قدرت سخت را از راه طبیعی خود داراست.چراکه نرم افزارهای متن باز ویژگی هایی همچون کدباز بودن ، داشتن تعداد زیادی برنامه نویس برای دیدن و بررسی کدها ،نوشتن توابع جدید و رفع ایرادات هستند.این همان راهی است که دانشمندان همیشه طی کرده اند.به طور مثال ، چینی ها از سال 1860 طریقه ی به دست آوردن باروت را هم به صورتی متن باز گسترش دادند و سپس آمریکایی ها با توسعه ی آن توانستند برای ساختن راه آهن و متصل کردن بنادر شرق و غرب استفاده کنند (مترجم: و البته پدر خیلی ها را هم در آوردند:D )<br />
تائوئیسم به مشارکت کنندگان متن باز روح میدهد ! چانگ تزو ، بزرگترین تائویست بعد از لائو تزو ، یک بار از خدمت در پستی حکومتی سرباز زد . او به پادشاه گفت : &#8221; آیا شما قورباغه های مقدس را در معبد می بینید؟ مردم آنها را در قربانگاه گذاشته اند و با گل و میده و&nbsp; غذاها برایشان جشن میگیرند. اما سرانجام آنها پوستشان کنده خواهد شد و تنها یه پوسته باقی خواهند ماند . من خیلی خوشحال تر زندگی میکنم اگر این زندگی کاملا طبیعی باشد حتی به قیمت قدم زدن در لجن اما بهتر است از زندگی کردن به مثل یک قدیس و سپس تبدیل شدن به یک پوست گرانبها !&#8221;</p>
	<p>در سیستم عامل <span class="caps">GNU </span>و جنبش نرم افزارهای آزاد ، ریچارد استالمن توضیح میدهد که چرا او هرگز به معبد نرم افزارهای کد بسته نمی رود.او گفته است : &#8221; راحت ترین راه این است که به دنیای نرم افزارهای اختصاصی بپیوندیم ، قراردادهایمان با هکرها را افشا نکنیم و &#8230; من میتوانم در این راه پول زیادی به دست بیاورم و شاید خودم را با نوشتن کد سرگرم کنم . اما میدانم که در انتهای کارم ، به گذشته ام خواهم نگریست گه چگونه دیوارهایی را برای جدا کردن مردم ساخته ام و احساس خواهم کرد که زندگی ام را برای بدل کردن دنیا به مکانی بدتر صرف کرده ام.&#8221;<br />
این روح متن باز است که من دوستش دارم !</p>
	</div>
	<p>In <a href="http://www.oreilly.com/catalog/opensources/book/stallman.html">&#8220;The <span class="caps">GNU </span>Operating System and the Free Software Movement&#8221;</a>, Richard Stallman explained why he didn&#8217;t go to the temple of closed source software. He said, &#8220;The easy choice was to join the proprietary software world, signing nondisclosure agreements and promising not to help my fellow hacker&#8230;. I could have made money this way, and perhaps amused myself writing code. But I knew that at the end of my career, I would look back on years of building walls to divide people, and feel I had spent my life making the world a worse place.&#8221;</p>
	<p>منبع : <a href="http://www.linux.com/feature/119429">linux.com</a> </p>
	<p>
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
	<p>توضیح : ترجمه ی سلیس و روانی از آب درنیامده . آنقدر این مطلب برایم جذاب بود که هنوز چند ساعتی از انتشارش نگذشته شروع به ترجمه کردم . به هر حال ، سطح معلومات من ، آن هم به کمک دیکشنری ، بیشتر از این نیست . بابت این مشکل ، پیشاپیش ، معذرت می خواهم.</p>
	<p>Technorati Tags: <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3%20" rel="tag">لینوکس </a>, <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/%D8%A7%D9%88%D9%BE%D9%86%20%D8%B3%D9%88%D8%B1%D8%B3%20" rel="tag">اوپن سورس </a>, <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86%20" rel="tag">استالمن </a>, <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/%D8%AA%D8%A7%D8%A6%D9%88" rel="tag">تائو</a></p>
	<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a>.</p>
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/09/30/p264/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
		<item>
		<title>Lijit !</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/09/27/lijit/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/09/27/lijit/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 26 Sep 2007 22:31:42 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>توییتر</category>
	<category>web</category>
	<category>اجتماعی</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/09/27/lijit/</guid>
		<description><![CDATA[<p>این روزها ، فضای وب پر از سایتهای وب ۲ شده. تعداد این سایتها هم روز به روز بیشتر و بیشتر میشه. مثلا خود من در توییتر ، فیس بوک ، mybloglog ، دلیشس و strumblebupon اکانت دارم
البته اینها تنها نمونه های معروف هستند . مدتها دنبال چیزی میگشتم که همه ی اینها رو یکجا [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
<p>این روزها ، فضای وب پر از سایتهای وب ۲ شده. تعداد این سایتها هم روز به روز بیشتر و بیشتر میشه. مثلا خود من در توییتر ، فیس بوک ، mybloglog ، دلیشس و strumblebupon اکانت دارم<br />
البته اینها تنها نمونه های معروف هستند . مدتها دنبال چیزی میگشتم که همه ی اینها رو یکجا در سایدبار وبلاگم داشته باشم . اخیرا با سایتی-<a href="http://www.lijit.com/"> Lijit</a> &#8211; آشنا شدم که به نظرم ارزش امتحان کردن رو داره . نمیخوام توضیح زیادی بدم . بهتره خودتون تست کنید! اما دوتا نکته در مورد این سایت که جالب بودند : یکی وجود شمارنده یا همون کانتر به همراه نمودار ! و دومی امکان جستجوکردن تصادفی درهمین سایدبارهست. البته برای من بیشتر دومی جالب بود . فکر کنید از بین تمام مطالبی که در سایتهای فوق دارید یکی رو به تصادف نشون بده . برای من که فوق ا لعاده جالب بود.خصوصا وقتی بار اول به مطلبی در دلیشس خودم برخوردم که شدیدا دوستش داشتم <img src='http://rozha.blogsome.com/wp-images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' />  <a href="http://feeds.feedburner.com/%7Er/blogspot/se7en/%7E3/127830585/blog-post.html">مصاحبه ی جیم جارموش</a> که تو وبلاگ se7en عزیز بود . نمیدونم چرا دیگه آپدیت نمیکنه .<br />
همینه دیگه ! احساس آدم رو نشونه میرن بعد میگن سایت ما یه سایت <span class="caps">SEO </span>هست ! <img src='http://rozha.blogsome.com/wp-images/smilies/icon_biggrin.gif' alt=':D' class='wp-smiley' /> <br />
این سایت در<a href="http://www.lijit.com/blog/">وبلاگ</a>< اختصاصیش درخواست کمک هم کرده ، بیشتر آگهی استخدام هست تا درخواست کمک البته ! بعد نگید نگفت !<br />
و در آخر یک حرف : حالم داره بهم میخوره از این سایتهای توییترفارسی که دارن افتتاح میشن !<br />
کمی فکر ، کمی نوآوری ، &#8230; ای بابا !<br />
گفتیم توییتر محل تبادل فرهنگ ، فکر و طرز تفکره . گفتیم توییتر محلی برای دیدن و شنیدن بی واسطه است .گفتیم توییتر یعنی مرز و زبان و نژآد و قوم واقلیت به کنار ! گفتیم وکسی نشنید . متاسفم &#8230;
</p></p>
	<p>
	<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a></p>
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/09/27/lijit/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
		<item>
		<title>استالمن</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/09/12/p255/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/09/12/p255/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 12 Sep 2007 20:00:24 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>نرم افزار آزاد</category>
	<category>اجتماعی</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/09/12/p255/</guid>
		<description><![CDATA[<p>سال های اصلاحات به سرعت می گذشت و ماه به ماه و سال به سال وضع معیشتی ما بدتر میشد . تحفه ای که خاتمی و دار و دسته اش برای ما هدیه آورده بودند ، نتیجه ای جز ویرانی &#8211; حداقل برای روستائیان و کشاورزان و معلمان بی رانت و بی ادعایی که چون [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
<p>سال های اصلاحات به سرعت می گذشت و ماه به ماه و سال به سال وضع معیشتی ما بدتر میشد . تحفه ای که خاتمی و دار و دسته اش برای ما هدیه آورده بودند ، نتیجه ای جز ویرانی &#8211; حداقل برای روستائیان و کشاورزان و معلمان بی رانت و بی ادعایی که چون شغل انبیا را داشتند ، محکوم به فقر مقدس شده بودند &#8211; نداشت.<br />
چه این را قبول کنیم و چه قبول نکنیم ، حقیقت اینگونه بود.<br />
بعد آن سالها که تازه دوران دانشجویی من شروع میشد ، به شدت از هر چه اصطلاح آزادی بود متنفر بودم .<br />
برای من و امثال من ، آزادی به معنی دور زدن فقرا ، و دوری از مذهبی بود که ریشه در خون و گوشتمان داشت.<br />
دروغگویی و افراطی گری و رانت طلبی &#8211; که حتی باعث افشای خیانت هایی همچون قاچاق مواد مخدر و عتیقه جات توسط یکی ار نمایندگان اصلاح طلب مجلس شده بود &#8211; و بالخصوص دورویی ذاتی این افراد به شدت در روحیه ی من تاثیر گذاشت.<br />
اما دریغا که اصولگرایان هم از همان گماش بودند . تفاوت اینها با دولتمردان قبلیشان تنها در راه بود و نه هدف !<br />
مقصد و مدینه ی فاضله ی اینها یکی بود و مای احمق تنها راه را میدیدیم و نگاهی به مقصد نکردیم.<br />
اما چه شد که این را نوشتم ؟<br />
امروز مصاحبه ی ریچارد استالمن &#8211; بنیانگذار گنو -به شدت متاثرم کرد .<br />
آنچنان که حسرت نداشتن همچنین فرد صادق و با اراده ای را در صحنه ی سیاسی و اجتماعی ایران خوردم .<br />
استالمن به شدت به آزادی نرم افزار معتقد است و نه جنبش اوپن سورس و حال آنکه لینوس تروالدز &#8211; نویسنده ی هسته ی لینوکس &#8211; معتقد به اوپن سورس است .<br />
این موضوع باعث شده است تا استالمن بگوید : اگر خواستار آزادی هستید ، از لینوس تروالدز پیروی نکنید !<br />
حتی اگر استالمن اشتباه هم بکند ، همین که در عقیده اش خللی وارد نشده و حتی کسی همچون لینوس تروالدز را طرد میکند، باعث خوشبختی است.<br />
کسی که مدتها مورد تمسخر واقع میشد و حالا هم -هر چند نه چندان آشکار &#8211; به تمسخر گرفته میشود ، هنوز همان عقیده ای را دارد که در واپسین سالهای دهه ی ۸۰ داشت.<br />
صداقت چنین انسانی را مقایسه کنید با به اصطلاح رهبران اصلاح طلب و اصولگرای ما و حسرت بخورید.<br />
دروغ از پی دروغ ، دورویی و نفاق و &#8230; پی در پی . به کجا می رویم ؟ به خدا قسم این آدم غربی اصولگراترین و اصلاح طلب ترین آدم هاست.</p>
	<div align="right">
<blockquote>I don&#8217;t say they are wrong, but they are missing the point. If you neglect the values of freedom and social solidarity, and appreciate only powerful reliable software, you are making a terrible mistake<br />
</blockquote>
</div>
ترجمه : من نمیگم اون ها اشتباه میکنن ، بلکه هدف رو گم می کنن . اگه شما از ارزش آزادی و مسئولیت اجتماعی غفلت کنید ، و قویترین ابزارها رو بسازید ، مرتکب یک اشتباه بزرگ شده اید. </p>
	<p>
ما آزادی می خواهیم ، چون خدا ما را آزاد آفرید .</p>
	<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;</p>
	<p>منبع : <a href="http://www.pcworld.idg.com.au/index.php/id;211669437;pp;1">pcworld</a><br />
اگر حوصله داشتید ، متن مصاحبه را بخوانید . چنین آدمی لیاقت رهبری جامعه ی نرم افزارهای آزاد را دارد.</p>
	<p>Technorati Tags: <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/%D9%84%DB%8C%D9%86%D9%88%DA%A9%D8%B3" rel="tag">لینوکس</a>, <a class="performancingtags" href="http://technorati.com/tag/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%86" rel="tag">استالمن</a></p>
	<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a>.</p>
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/09/12/p255/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
		<item>
		<title>آل احمد</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/09/10/p254/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/09/10/p254/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 05:48:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>متون تایپ شده</category>
	<category>اجتماعی</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/09/10/p254/</guid>
		<description><![CDATA[<p>فردا ظهر که از امتحان بر می گشتم ، چنان گه مرغی بودم که نگو.به گمانم گندش را در آورده بودم . با آن مرابحه و تقسیم به نسبت.سوال امتحان نه از عدل پنبه بود ، نه از حجم انبار.از مقدار آبی بود که لازم است در یک آبشخور باشد تا قاطرهای هنگ سیراب بشوند.اگر [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
<p>فردا ظهر که از امتحان بر می گشتم ، چنان گه مرغی بودم که نگو.به گمانم گندش را در آورده بودم . با آن مرابحه و تقسیم به نسبت.سوال امتحان نه از عدل پنبه بود ، نه از حجم انبار.از مقدار آبی بود که لازم است در یک آبشخور باشد تا قاطرهای هنگ سیراب بشوند.اگر هر قاطری فلان قدر آب بخورد و تعداد قاطر ها و از این مذخرفات ;&#8230; و مهم تر این که خود آبشخور را نمیدانستم یعنی چه !به نظرم همه مان کثافت کاری کردیم. این بود که سر راه ، نه حال دعوا کردن با بچه های غریبه را داشتم&nbsp; و نه حوصله ی ناخنک زدن به بساط میوه فروش سر خیابان را که تازه انگور یاقوتی نوبرانه آورده بود.گذشته از این که راهم را باید عوض می کردم.</p>
	<p>&#8221; کرّه خر کی بود؟ &#8220;<br />
صدای بابام از توی اتاقش می آمد.رفتم توی درگاه و پاکت را دراز کردم و گفتم : &#8221; پستچی بود. &#8220;<br />
&#8221; وازش کن بخون ! ببینم توی این مدرسه ها چیزی هم بهتون یاد میدن یا نه؟ &#8220;<br />
بابام روی کرسی نشسته بود و داشت ریشش را شانه می کرد که سر پاکت را باز کردم. چهار خط چاپی بود . حسابی خوش حال شدم.اگر قلمی بود و به خصوص اگر خط شکسته داشت ، اصلا از عهده ی من بر نمی آمد و در می ماندم و باز سرکوفت های بابام شروع میشد .اما فقط اسم بابام را وسط خط های چاپی با قلم نوشته بودند.زیرش هم امضای یکی از آخوندهای محضردار محلمان بود که تازگی کلاهی شده بود.تا سال پیش ، رفت و آمدی هم با بابام داشت.<br />
&#8221; ده ِ بخوان ! چرا معطلی بچه؟ &#8220;<br />
و خواندم : <br />
&#8221; به مناسبت چشن فرخنده ی ۱۷ دی و آزادی بانوان ، مجلس جشنی در منزل بنده &#8230; &#8220;<br />
که بابام کاغذ را از دستم کشید بیرون و در همان آن شنیدم که :<br />
&#8221; بده ببینم کرّه خر! &#8220;<br />
و من در رفتم.عصبانی که میشد ، باید از جلوش در رفت.توی حیاط شنیدم که یک ریز می گفت :<br />
&#8221; پدر سگ زندیق!پدر سوخته ملحد! &#8220;</p>
	<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;<br />
قصه های پنج دنیا ، چاپ دوم ۱۳۷۶. جلال آل احمد ، صفحات ۴۳ و ۶۱</p>
	<p>۱۸ شهریور ، سالروز درگذشت آل احمد است . یادش جاودان و گرامی باد.<br />
<a href="http://tadaneh.blogspot.com/2007/09/jalal-al-e-ahmad.html"><br />
به باد جلال آل احمد</a><a href="http://tadaneh.blogspot.com/2007/09/jalal-al-e-ahmad.html"></p>
	<p></a></p>
	<p></p>
	<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a>.</p>
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/09/10/p254/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
		<item>
		<title>یک خبر ساده</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/08/28/p248/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/08/28/p248/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 28 Aug 2007 18:37:56 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>روزگذر</category>
	<category>اجتماعی</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/08/28/p248/</guid>
		<description><![CDATA[<p>فردا عید است . و البته هفته ی دولت هم !
پس زیاد چیزی نمی نویسم .
هدفم تبریک این ایام مبارک به شما و البته همه ی دولتمردان عزیز بود
که کنار خانواده ، روزهای خوبی را سپری می کنند &#8230;
و اما خبر !
دو نفر کشته شدند ! که یکیشان پسر جوانی بود همسایه ی کوچه ی [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
<div align="right">فردا عید است . و البته هفته ی دولت هم !<br />
پس زیاد چیزی نمی نویسم .<br />
هدفم تبریک این ایام مبارک به شما و البته همه ی دولتمردان عزیز بود<br />
که کنار خانواده ، روزهای خوبی را سپری می کنند &#8230;<br />
و اما خبر !<br />
دو نفر کشته شدند ! که یکیشان پسر جوانی بود همسایه ی کوچه ی <br />
بالایی ما . بیچاره تازه نامزد کرده بود و حتما مقدمات عروسی را هم<br />
فراهم می کرد . <br />
خوب سپاهی بودن و آن هم در منطقه مرزی بودن این چیزها را هم دارد دیگر !<br />
گویا با ماشین که از منطقه ی جنگی ! بر می گشته اند ، می روند روی مین و تمام.<br />
خوب عزیزان ، خبر همین بود<img src="!" alt="" border="0" /><br />
مبادا خاطرتان مکدر شود ! اگر اصلاح طلب هستید ، بگویید خوب سپاهی بود !<br />
از شرش خلاص شدیم و اگر چه میدانم راستی و اصول گرا و حزب اللهی(البته<br />
از نوع جدیدش )، می توانید فاتحه ای بخوانید و بگویید خوش به حالش !<br />
شهید راه خدا شد و به درجه ی رفیعی رسید ! <br />
این وسط می ماند مادری و همسری و &#8230;<br />
تف به این دنیا که عده ای احمق نوکری اجانب می کنند و در مقابل<br />
عده ای دیگر برای رسیدن به قدرت لحظه شماری می کنند .<br />
و وقتی رسیدند ، آن می کنند که یزید نکرد !<br />
تقصیر این مردم چیست؟مردمی که همواره تاوان قدرت طلبان را داده اند .<br />
تاوان چه می دهیم ؟ &#8230;</p>
	<p>&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;-</p>
	</div>
	<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a>.</p>
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/08/28/p248/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
		<item>
		<title>بالاترین</title>
		<link>http://rozha.blogsome.com/2007/08/25/p245/</link>
		<comments>http://rozha.blogsome.com/2007/08/25/p245/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 25 Aug 2007 15:40:44 +0000</pubDate>
		<dc:creator>amin</dc:creator>
		
	<category>web</category>
	<category>اجتماعی</category>
		<guid>http://rozha.blogsome.com/2007/08/25/p245/</guid>
		<description><![CDATA[<p>من به شخصه زیاد از بالاترین استفاده نکردم . علتش را نمیدانم . 
آمار من :</p>

<p>شناسه:rozha
زمان عضویت در بالاترین:۷ ماه قبل 
کشور: Iran                                 [...]</p>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[	<p>
<p>من به شخصه زیاد از بالاترین استفاده نکردم . علتش را نمیدانم . <br />
آمار من :</p>
	<blockquote><p>
شناسه:rozha<br />
زمان عضویت در بالاترین:۷ ماه قبل <br />
کشور: Iran                                     <br />
تعداد لینکهای پستکرده:۴   <br />
تعداد نظرات داده شده توسط کاربر:۲          <br />
تعداد رایهای داده شده توسط این کاربر:۹                                             <br />
جمع امتیازهای داده شده به لینکهای این کاربر:۱۰                                                      <br />
متوسط امتیاز کسب شده توسط لینکهای کاربر: ۲<br />
</blockquote>
<br />
اما گاه گاهی برای دیدن امکانات جدید و احیانا لینک های جالب<br />
به بالاترین سر میزدم ولی متاسفانه باند بازی و رفیق بازی در<br />
امتیاز دادن &#8211; چه مثبت و چه منفی &#8211; بیداد میکند .<br />
حتی یک بار تصمیم داشتم نظرات بقیه را در مورد خبری بخوانم<br />
که متاسفانه نوشته ها اصلا ربطی به اصل خبر نداشت <img src="!" alt="" border="0" /><br />
من با تصمیم اخیرمدیران بالاترین ( + ) موافقم به شرطی که<br />
خودشان هم جانب بی طرفی را رعایت کرده باشند و صد البته<br />
بیشتر به مسائل فنی سایت توجه کنند .<br />
در ضمن من در لحن نوشته ی اخیر مدیران بالاترین مشکلی<br />
نمیبینم ! البته شاید این به علت نوشته های پیشین باشد<br />
که یک جورذهنیت نامهربانانه به وجود آورده !<br />
به هرحال ، مدیران و کاربران این سایت قابل احترامند .<br />
نوشته ی کوروش اسلام زاده هم به نظرم درست می رسد( <a href="http://feeds.feedburner.com/%7Er/weblogcrawler/%7E3/147707407/mahfel.html">+</a> ) </p>
	<p class="poweredbyperformancing">Powered by <a href="http://scribefire.com/">ScribeFire</a>.</p>
</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://rozha.blogsome.com/2007/08/25/p245/feed/</wfw:commentRss>
	</item>
	</channel>
</rss>
