Currently browsing اجتماعی, which has no sub-categories
    .


مدتی قبل گناهکار عزیز پیشنهاد داد به جای کلمه ی ” فید ” از ” خوراک ” استفاده کنیم .

من هوشمندی گناهکار به عنوان یک وبلاگ نویس معتبر رو ستایش میکنم . چون بر
خلاف فرهنگستان زبان و ادب فارسی که برای کشیدن اسمش خرهای روستای ما هم
کافی نیست ! قبل از اینکه استفاده از این کلمه یعنی “فید” فراگیر بشود
،این پیشنهاد رو داد.این را مقایسه کنید با پیشنهاد استفاده از “پیامک”
به جای” sms” که اگر چه به نظر من انتخاب بسیار خوبی بوده ولی فرهنگستان
…. فارسی چند سالی عقب تشریف دارند.یعنی همان ابتدا که این عبارت “sms”
مطرح شد ، باید فکری هم برای معادل فارسی میشد.

منتها این واژه ی بیگانه ی “فید” بدبخت به گمان من سال های سال عمومی
نخواهد شد . یعنی فکر اینکه 80% افرادی که به وب دسترسی دارند ، مفهوم و
طرز استفاده از این کلمه را یاد بگیرند ، مثل همان تفکر گسترش استفاده از
توییتر ، فکری عبث و یبهوده است مگر اینکه رنسانسی ( انقلاب ! ) در صنعت
از آخر اول آی تی ما اتفاق بیفتد که …

این پیشنهاد منو به یاد استفاده از کلمه ی پیچش به جای واژه ی curl (کرل)
در یکی از کتابهای ترجمه شده انداخت ! آخر چه نیازی هست واژه هایی که مصرف
عمومی ندارند ، معادل یابی شوند ؟ من هیچ وقت علت این کارها را نخواهم
فهمید.

خوب حالا با این اوصاف چه نیازی هست کلمه ی تر و تمیزی مثل “فید” رو رها
کنیم و بچسبیم به “خوراک” ! آن هم این ماه رمضانی که با هر بار دیدن این
خوراک به یاد مرغ بریان بیفتیم :D

من یک پیشنهاد دارم . با افتخار اعلام کنیم فید کلمه ایست فارسی متشکل از
سه حرف کاملا فارسی ف ، ی و د ! اینطور متین تر هم هستیم و کسی از
فرهنگستان های ممالک کفربه دنبال رفع ادعا نخواهد بود . باور کنید :D

البته درک می کنم نگران زبان مادری باید بود ولی با یک مثال ذهنتان را منور کنم :

زبان مادر مرده ی بنده نه فارسی که ترکی است . ما نه فرهنگستان داریم و نه
معادل یابانی قوی که این زبان مادر مرده را از گزند دور نگه دارند.ما حتی
اجازه ی آموزش زبان مادری مان را هم نداریم چه رسد به داشتن فرهنگستان
() . ولی نگاهی به جامعه ی ترک زبان بیندازید . هر روز پویاتر و زنده
تر میشود با اینکه انباشته از لغات فارسی و عربی و انگلیسی و فرانسوی است.
کاری به تفاوت های زبانی ندارم ولی نیاز یک زبان فراتر از این حرف هاست که
فقط معادل یابی کنیم.

این هم فید ما . شما بگویید خوراک یا غذا یا چاشنی یا طعام یا …

در همین زمینه ، نوشته جناب منیری را هم بخوانید . ( + )

خدا به خیر کناد !

Technorati Tags: ,

Powered by ScribeFire.

View Comments 2


Confucius say, “Lao-tzu has passed us the Tao. In his mouth, there are no teeth but only a tongue. The hard ones (teeth) died, but the soft one (the tongue) lives; the soft power is stronger than the hard power

۲۵۰۰ سال پیش ، فیلسوف چینی کنفسیوس از بنیانگذار تائو ، لائوتزه پرسید : ” تائو چیست ؟ ” لائوتزه دهانش رو گشود ولی چیزی نگفت . کنفسیوس لبحند زد ولی شاگردانش گیج شدند . کنفسیوس توضیح داد :
“لائوتزه در طریقت از ما پیشی گرفت . در دهان او ، دندانی وجور ندارد بلکه تنها یک زبان است ! .
سخت ترینشان ( دندانها ) نابود شدند ولی نرم ترینشان ( زبان ) زنده مانده است.
قدرت نرمی بیشتر از قدرت سختی است . این است تائو ! “

اوپن سورس همانند قدرتی نرم است ! .لائوتزه در کتابش لائو تزو میگوید:” تائو ته چینگ یعنی قدرت نرم مانند آب است “
یک قطره آب قدرتی ندارد ولی قطرات بیشتر همانند سیل فرو می افتند . همچنان که یک مشارکت کننده در پروژه ای اوپن سورس کم است ولی تعداد بیشتر مشارکت کننده آن را قدرتمند می کند.نرم افزارهای تجاری به عبارت دیگر ، همچو قدرت سخت هستند ، مانند دندانها . بزرگترین دندان ، قوی ترین آنهاست ( به عنوان مثال مایکروسافت را در نظر بگیرید ! )، ولی دندانها به مرور زمان فرو می افتند .
معمولا ، نرم افزارهای تجاری در صنعت نرم افزار مهمتر میشوند . بر طبق نظریه ی تائوئیسم ، زمان عامل اصلی است . اوپن سورس هنوز یک صنعت نوپاست و نیاز به ریزش قطرات بیشتر آب دارد . به طور مثال ، نرم افزار YafRay که یک پردازشگر سه بعدی است ، در ۲۰۰۶ سال سختی را به سر گذاشت ،زیرا توسعه دهندگان آن وقت کافی برای اختصاص دادن به آن نداشتند ( ببینید : YafRay نسل بعدی ) . عواملی چون فقدان ابزار توسعه و دزدی ، از موانع و مشکلات صنعت اوپن سورس هستند .
بر طبق دستورات تائوئیسم ، ریزش قطرات پی در پی سنگ را سوراخ میکند ، چه رسد به دندانها که در برابر سنگها شکننده هستند ! اگر قطرات آب برای ایجاد سیل کافی نباشد ، تنها زمان نیاز است تا سنگ سوراخ شود.
همانطور که در جهان متن باز ، YafRay تقریبا در سال ۲۰۰۶ رو به پایان بود( شکست خورده به حساب می آمد) ، اما Mathias Wein ( یک قطره آب بزرگ ) یک قدم برای استمرار پروژه ی فوق برداشت . نسخه ی 0.0.9 نرم افزار فوق منتشر شد .
اگر یک پروژه ی متن باز خوب ، به اندازه ی کافی مشارکت کننده داشته باشد ، آن پروژه همانند یک آبشار صخره ها را می شکند . اما اگر مشارکت کننده به اندازه ی کافی نداشته باشد ، به راهش ادامه میدهد و سرانجام به “صخره” فرو می رود !
تائویسم اشاره میکند که فروتن نبودن قدرت نرم را به قدرت سخت تبدیل میکند . بزرگترین اجتماع آب در اقیانوس آست . لائوتزه می گوید : ” اقیانوس بیکران است به خاطر اینکه قروتن نیست . چرا که هیچ رود کوچکی را نمی پذیرد “
در فوریه ی 2007 ، لینوس تروالدز ، نویسنده ی هسته ی لینوکس ،جنگ آتشینی با GNOME داشت . به عقیده ی تائو ، مشکل GNOME این بود که آن از فروتنی لازم برای پذیرفتن “جریانهای کوچک “برخوردار نبود !

قدرت متن باز از مشارکت کنندگان فراوانش حاصل می شود.هنوز دو مشکل این قدرت را در هم می شکند . اولی اینکه بعضی پروژه ها متن باز هستند ولی بر روی مشارکت کنندگان باز نیستند .به طور مثال ، GNOME هرگز از کاربرانش نمیخواهد که بسته های اصلاحی خود را بفرستند.غیر قایل تحمل است که ریزش مشارکت کنندگان باعث نابودی GNOME شود.به هر حال ، GNOME می تواند این جریانهای کوچک را مدیریت کند تا اینکه آنها را رد کند.

دومین مشکل، کمبود پشتیبانی و ابزارهای توسعه است .خبر خوب آنکه این موقعیت در حال تغییر است. به طور مثال ، AMD ، تغییرعمده ی استراتژی خود در مورد پشتیبانی از پردازنده های کارت های گرافیکی
متن باز را اعلام کرد.
اگر جامعه ی متن باز فروتنی بیشتری از خود به خرج بدهد و سقف آب را برای پدیرفتن جریانهای کوچک پایین بیاورد ، قدرت کافی را برای مقابله با ” قدرت سخت ” نرم افزارهای تجاری را به دست خواهد آورد.
علاوه بر متواضع نبودن نرم افزارهای تجاری ، تائو معتقد است که قدرت نرم توانایی غلبه کردن بر قدرت سخت را از راه طبیعی خود داراست.چراکه نرم افزارهای متن باز ویژگی هایی همچون کدباز بودن ، داشتن تعداد زیادی برنامه نویس برای دیدن و بررسی کدها ،نوشتن توابع جدید و رفع ایرادات هستند.این همان راهی است که دانشمندان همیشه طی کرده اند.به طور مثال ، چینی ها از سال 1860 طریقه ی به دست آوردن باروت را هم به صورتی متن باز گسترش دادند و سپس آمریکایی ها با توسعه ی آن توانستند برای ساختن راه آهن و متصل کردن بنادر شرق و غرب استفاده کنند (مترجم: و البته پدر خیلی ها را هم در آوردند:D )
تائوئیسم به مشارکت کنندگان متن باز روح میدهد ! چانگ تزو ، بزرگترین تائویست بعد از لائو تزو ، یک بار از خدمت در پستی حکومتی سرباز زد . او به پادشاه گفت : ” آیا شما قورباغه های مقدس را در معبد می بینید؟ مردم آنها را در قربانگاه گذاشته اند و با گل و میده و  غذاها برایشان جشن میگیرند. اما سرانجام آنها پوستشان کنده خواهد شد و تنها یه پوسته باقی خواهند ماند . من خیلی خوشحال تر زندگی میکنم اگر این زندگی کاملا طبیعی باشد حتی به قیمت قدم زدن در لجن اما بهتر است از زندگی کردن به مثل یک قدیس و سپس تبدیل شدن به یک پوست گرانبها !”

در سیستم عامل GNU و جنبش نرم افزارهای آزاد ، ریچارد استالمن توضیح میدهد که چرا او هرگز به معبد نرم افزارهای کد بسته نمی رود.او گفته است : ” راحت ترین راه این است که به دنیای نرم افزارهای اختصاصی بپیوندیم ، قراردادهایمان با هکرها را افشا نکنیم و … من میتوانم در این راه پول زیادی به دست بیاورم و شاید خودم را با نوشتن کد سرگرم کنم . اما میدانم که در انتهای کارم ، به گذشته ام خواهم نگریست گه چگونه دیوارهایی را برای جدا کردن مردم ساخته ام و احساس خواهم کرد که زندگی ام را برای بدل کردن دنیا به مکانی بدتر صرف کرده ام.”
این روح متن باز است که من دوستش دارم !

In “The GNU Operating System and the Free Software Movement”, Richard Stallman explained why he didn’t go to the temple of closed source software. He said, “The easy choice was to join the proprietary software world, signing nondisclosure agreements and promising not to help my fellow hacker…. I could have made money this way, and perhaps amused myself writing code. But I knew that at the end of my career, I would look back on years of building walls to divide people, and feel I had spent my life making the world a worse place.”

منبع : linux.com

———————-

توضیح : ترجمه ی سلیس و روانی از آب درنیامده . آنقدر این مطلب برایم جذاب بود که هنوز چند ساعتی از انتشارش نگذشته شروع به ترجمه کردم . به هر حال ، سطح معلومات من ، آن هم به کمک دیکشنری ، بیشتر از این نیست . بابت این مشکل ، پیشاپیش ، معذرت می خواهم.

Technorati Tags: , , ,

Powered by ScribeFire.

View Comments 4


این روزها ، فضای وب پر از سایتهای وب ۲ شده. تعداد این سایتها هم روز به روز بیشتر و بیشتر میشه. مثلا خود من در توییتر ، فیس بوک ، mybloglog ، دلیشس و strumblebupon اکانت دارم
البته اینها تنها نمونه های معروف هستند . مدتها دنبال چیزی میگشتم که همه ی اینها رو یکجا در سایدبار وبلاگم داشته باشم . اخیرا با سایتی- Lijit – آشنا شدم که به نظرم ارزش امتحان کردن رو داره . نمیخوام توضیح زیادی بدم . بهتره خودتون تست کنید! اما دوتا نکته در مورد این سایت که جالب بودند : یکی وجود شمارنده یا همون کانتر به همراه نمودار ! و دومی امکان جستجوکردن تصادفی درهمین سایدبارهست. البته برای من بیشتر دومی جالب بود . فکر کنید از بین تمام مطالبی که در سایتهای فوق دارید یکی رو به تصادف نشون بده . برای من که فوق ا لعاده جالب بود.خصوصا وقتی بار اول به مطلبی در دلیشس خودم برخوردم که شدیدا دوستش داشتم :) مصاحبه ی جیم جارموش که تو وبلاگ se7en عزیز بود . نمیدونم چرا دیگه آپدیت نمیکنه .
همینه دیگه ! احساس آدم رو نشونه میرن بعد میگن سایت ما یه سایت SEO هست ! :D
این سایت دروبلاگ< اختصاصیش درخواست کمک هم کرده ، بیشتر آگهی استخدام هست تا درخواست کمک البته ! بعد نگید نگفت !
و در آخر یک حرف : حالم داره بهم میخوره از این سایتهای توییترفارسی که دارن افتتاح میشن !
کمی فکر ، کمی نوآوری ، … ای بابا !
گفتیم توییتر محل تبادل فرهنگ ، فکر و طرز تفکره . گفتیم توییتر محلی برای دیدن و شنیدن بی واسطه است .گفتیم توییتر یعنی مرز و زبان و نژآد و قوم واقلیت به کنار ! گفتیم وکسی نشنید . متاسفم …

Powered by ScribeFire

View Comments 2

blog counter